تبليغاتX
میوۀ ممنوع
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
میوۀ ممنوع
شعرها و نقدهای حمیدرضا حامدی
حمیدرضاحامدی چهارشنبه ششم مرداد 1389

بر وزن ؛ مفاعلن/مفاعلن

فقط یه پلّه مونده تا

یادم برن خاطره ها

تموم بشه به سادگی

هرچی که بوده بین ما

***

درُسته بُغضه تو گِلوم

درسته می لرزه صِدام

فراموشم نمیشه اون

کاری که کردی تو باهام

***

یه پلّه مونده تا که من

توی هوا رها بشم

بالهام و وا کنم، سبُک

به آسمون پر بکِشم

***

تو بالا بودی من پایین

حتّی نمی کردی نیگام

من این بالام حالا ببین

چقدر حقیری تو برام

***

عشقم و سرسری نگیر

دیگه به احساسم نخند

چه ریز می بینمت حالا

از روی این بُرج بلند

***

رو پلّه ی آخری ام

دیگه رسیدم ته خط

ببین که عشق من به تو

چه جور هدر شد این وسط

***

سقوط سرخم و ببین

شبیه روز رفتنت

چطور می تونی پاک کنی

خونم و از رو دامنت ؟!

***

می پیچه بوق آمبولانس

با جیغ تو ، تو لحظه هام

چرا باید می رفتی تا

گریه کنی حالا برام ؟!

حمیدرضاحامدی سه شنبه پنجم مرداد 1389

بر وزن ؛ فعلات / فاعلاتن

مگه آخه من چی گفتم

که بهونه کردی اون و

یه دفه رفتی،کشیدی

رو دلم نقش خزون و

***

مگه با تو من چه کردم

هی ازم گلایه داری

تو بدون هیچ دلیلی

دلم و تنها می ذاری

***

برای تو من چی بودم

تو برای من چی هستی

تو یه سنگ و من یه شیشه

زدی قلبم و شکستی

***

صِدام و می شنوی یا نه

شدم از تو خسته دیگه

منم اون که بی تو بازم

شب و روز ترانه میگه

***

برو آره من می تونم

بی تو هم دَووم بیارم

یکی پیدا میشه تا من

سَر رو شونه هاش بذارم

***

تو خیال کردی نباشی

دلم از دوریت می میره

خیالت راحت یکی هست

باز سُراغم و بگیره

***

نکنه فکر کنی از من

تو قمار عشق و بُردی

کاش نبینمت دوباره

واسه من تو دیگه مُردی

***

حیفِ اون روزای خوبی

که مثه یه قصّه سَر شد

حیفِ عمر این دلم که

پای عشق تو هدر شد

حمیدرضاحامدی سه شنبه پنجم مرداد 1389

بر وزن ؛ مفتعلن / مفاعلن

ببین کی داره هی بهه م

نیش و کنایه می زنه

ابره که آسمونم و

باز داره سایه می زنه

***

ببین کی داره ای خدا

همش بهونه می کنه

انار قلب خونم و

می شکنه،دونه می کنه

***

این همونی نیس که یروز

نگاه مهربونی داشت

حتّی اگه سرش می رفت

پا روی قولش نمی ذاشت

***

این همونی نیس که بهه م

همیشه دلگرمی می داد

وقتی من و می دید می گفت

دوسِت دارم خیلی زیاد

***

نمی دونم حالا چرا

نامهربون و بد شده

دلش مثه یه تیکّه سنگ

شیکستن و بلد شده

***

کاش می دونسّم کی اون و

ازم شبونه دزدیده

چه فایده داره پُرسیدن

اون که جوابی نمی ده

***

یواشکی با تلفن

حرف می زنه با چه کِسی

خدای من دیگه خودت

مگه به دادم برسی

***

قدیما هر کَس که می دید

می گفت چه خوب و خاکیه

حیف که نمی دونم حالا

دیوار بین ما کیه ؟!

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود