میوۀ ممنوع

شعرها و نقدهای حمیدرضا حامدی

 

 

طعم خوشبختی

اگه حال وهوای گریه دارم

اگه میخونم وغم توصِدامه

بدون؛ لبریزه عشقه باتو قلبم

اگه بارونی ام، این از خدامه

گلوم سنگینه بغضی کهنه داره

دلم میخواد بشم ابر و ببارم

کجان اون شونه های مهربونت؟

میخوام روش تا قیامت سربذارم

کنار تو پر از حسّ غرورم

فقط با تو می بینم قلّه هارو

سراپات آیه های وحی ونوره

توچشمای تو من دیدم خدارو

همش اصرارم اینه که بمونی

تو میگی موقع رفتن رسیده

نگو میرم، یکم فکر منم باش

عزیزم! ازتو این حرفا بعیده

عجب حسّ زلالی با تو دارم

چقد پاک ونجیب و سر به زیری

یقین دارم دلت راضی نمیشه

که از من هُرم دستاتو بگیری

شبیه بالِ پروازی برا من

قشنگه پر زدن اما دوتاییش

حسودیشون میشه مَردُم به حالم

تو ازبس خوب وخانومی خداییش

تو آخر مال من میشی، میدونم

اگرچه خونه هامون خیلی دوره

اگه هرکی یه ساعت با تو باشه

میفهمه طعم خوشبختی چه جوره

میام با یک بغل لبخند و بوسه

درو بازم به روم باخنده وا کن

نفسهاتو بریز رو صورت من

دوباره تودلم آتیش به پا کن


جمعه بیستم دی ۱۳۹۸ |
 

یه بغل بارون

سطح خیابون از نمِ بارون

پولک نشونِ برگای زرده

آثاری از احوالپرسی نیست

اینجا لبا انگار یخ کرده

کفش و کلاه و چتر و بارونی

تو پیله های جور وا جورن

احساس بارونُ نمی فهمن

مردُم چقدر از عاشقی دورن

اما من و تو شاد و بازیگوش

مثل درختا زیر بارونیم

حس قشنگِ شعر و بارونُ

تنها من و تو قدر میدونیم

هرچند تو دنیای امروزی

آدم فقط با عشق خوشبخته

راحت نگو که دوستت دارم

این جمله مسئولیّتش سخته

ازبس سفیدن بی تو آسون نیست

تشخیص موهای سرم از برف

میگی فراموشت کنم اما

دیگه محالِ ممکنه این حرف

چیزی شبیه ترس و دلشوره

وقتی که میری جاتو میگیره

تا موقعی که باز برگردی

این عاشقت صد بار میمیره

ما قلبامون از جنس همدیگه س

دل بی محبت باشه که دل نیست

موهاتو افشون کن برام ، حالا

مُردن دیگه اونقدرا مشکل نیست

با یه بغل بارون میام پیشت

در رُ به روی خستگیم وا کن

با بوسه های گرمِ پی در پی

دستای سرما خوردَمُ ها کن


جمعه بیستم دی ۱۳۹۸ |
 

حسّ خوب

چقد خوبه که می بینم هنوزم با دلم یاری

چه حسّ خوبیه وقتی به احساسم وفاداری

ببین؛ حال منو جز تو اگه هیشکی نمی پرسه

به این و اون نیازی نیست تو باشی من دلم قرصه

مثه فوّاره رو دوشت بریز موهای زیباتو

خودم آیینه تم ، روکُن برام آشفتگی هاتو

غماتو دست من بسپار بذار سنگ صبورت شم

تو راحت پربکِش تا اوج میخوام محوِ عبورت شم

بهشتم باغ چشماته تو دینی و تو دنیامی

تو تنها آدمی هستی که شکل آرزوهامی

هوای زندگیم بی تو مثه عصرای پاییزه

نگاهم خیسِ بارونه دلم از غصّه لبریزه

دلم میخواد واسه چشمات بخونم از دل و جونم

نگات سازه ، من آوازو به چشمای تو مدیونم

من از وقتی تو رو دیدم تمومِ جونم آتیشه

یه روز یادم بره عشقت؟ مگه میشه؟ مگه میشه؟


جمعه بیستم دی ۱۳۹۸ |
 

دقیقه های دوری

تویی بهونه ی قشنگ گریه های من

نبودنت هجوم بُغضه تو صدای من

منم فقط یه عاشق از میون عاشقات

دخیل بستم این دلُ به حسرت نگات

دلم لبالب از ترنـــّـــم اذانــــــته

مسافر سه شنبه های جمکرانته

به صحن قدسی ِ نگاه آشنات قسم

فقط تو آسمونمی به خاک پات قسم

همیشه آرزومه دیدن ِ بهار تو

نذار بمیرم آخرش از انتظار تو

چقدر روزوشب بخاطرت دعا کنم؟

چقدر تو قنــــــوتم اسمتُ صدا کنم؟

چقدر بشمرم دقیقه های دوریُ؟

نخواه بیشتر از تحمّلم صبوریُ

اگرچه غصه هام زیاد وطاقتم کمه

برام همین امیدِ دیدن تو مرهمه

یگانه منجی بشر! امام مهربون!

دل اسیر این حقیرُ ازخودت بدون

تورو به عشق پاک سینه های بیقرار

بیا و تا همیشه پا ، رو چشم من بذار

 


دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ |
 

هق هق پاییز

ببین؛ دارم به عزیزات تو رو قسم میدم

نذاری لحظه ی آخر ببینم اشکا تو

همیشه دور شدن سخته ، آره میدونم

درسته اما منم غصّه میخورم با تو

#

خیال کردی تو این ماجرا تو تنهایی؟

نیگام کن ! نکنه فکرکردی من سنگم؟

منم شبیه تو آتشفشان ِ اندوهم

من این وسط بخدا بیشترازتو دلتنگم

#

به روزگار میخوام هی بگم؛ نمیفهمی؟

دلم نمیخواد ازش دور شم مگه زوره؟

به جبر دوست ندارم که تن بدم ، اما

چه میشه کرد؟ آدم بعضی وقتا مجبوره

#

همش میگم به خودم؛ حیف طفلکی تنهاست

همش دلم واسه تنهایی ِ تو میسوزه

کنارتم ، نه ! تصور نکن که بی رحمم

بدون؛ تو تودل من جات همیشه محفوظه

#

تو عاقلی ! یکم آروم باش و درکم کن

نکن گلایه که؛ بازم چرا شدی راهی

بدون ِ عشق تو این سینه پوچ وبیمعناست

شبیه تنگ ، که معنی نمیده بی ماهی

#

رسیده وقت خداحافظی ، دارم میرم

دوباره موقع رفتن نگام به پشت سره

جدایی ازتو خودِ مرگه حرفِ فاصله نیست

جدایی ازتو بده ! مُرده شورشو ببره !

#

صدای چک چک بارون و هق هق پاییز

منم دوباره و قلبی که دست غم میدم

نذاری لحظه ی آخر ببینم اشکا تو

ببین؛ دارم به عزیزات تو رو قسم میدم

 


دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۲ |
 

ترانه ی "تقصیر"

بین ماهرچی بود تموم شد رفت

این دفه ساک رفتنُ بسته م

موندنی نیستم خیالت تخت

دیگه ازدست بازیات خسته م

#

نصفت انگار بود زیر ِ زمین

چی کشیدم من از تو نیم وجبی

خوب نیگا کن ببین چی ساختی ازم

یه روانی ... یه آدم عصبی

#

قرص آرام بخش من بودی

تو شبای عذاب و دلشوره

امشب اما یه شاعر ِ قاطی

ساختی ازمن که بی تو مجبوره...

#

با خودش توی آینه حرف بزنه

لعن و نفرین و فحش ِ زیر لبی

چند ساعت اتاقُ متر کنه...

با همین جمله های بی ادبی

#

یادته عصر اولین دیدار...؟

بعد چند دفعه که منُ کاشتی

جای قول وقرار، نیمکت پارک

وسط اون گلا که دوس داشتی

#

تو که شعر دلت سپید نبود

خوندی اینقدر از فروغ چرا؟

من که حرفات باورم شده بود

دیگه پس این همه دروغ چرا؟

#

با خودم فکر میکنم یعنی

داری الان به کی نفس میدی

سادگیمُ ببین که می گفتم...

لااقل کادوئامُ پس میدی !

#

پیش چشمام چقدر تاریکن

شبای خوشگل ِ چراغونی

تو مقصّر نبودی اینه دیگه

آخره عشقای خیابونی...

 


چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ |
 

سقوط سرخ


بر وزن ؛ مفاعلن/مفاعلن

فقط یه پلّه مونده تا

یادم برن خاطره ها

تموم بشه به سادگی

هرچی که بوده بین ما

***

درُسته بُغضه تو گِلوم

درسته می لرزه صِدام

فراموشم نمیشه اون

کاری که کردی تو باهام

***

یه پلّه مونده تا که من

توی هوا رها بشم

بالهام و وا کنم، سبُک

به آسمون پر بکِشم

***

تو بالا بودی من پایین

حتّی نمی کردی نیگام

من این بالام حالا ببین

چقدر حقیری تو برام

***

عشقم و سرسری نگیر

دیگه به احساسم نخند

چه ریز می بینمت حالا

از روی این بُرج بلند

***

رو پلّه ی آخری ام

دیگه رسیدم ته خط

ببین که عشق من به تو

چه جور هدر شد این وسط

***

سقوط سرخم و ببین

شبیه روز رفتنت

چطور می تونی پاک کنی

خونم و از رو دامنت ؟!

***

می پیچه بوق آمبولانس

با جیغ تو ، تو لحظه هام

چرا باید می رفتی تا

گریه کنی حالا برام ؟!


چهارشنبه ششم مرداد ۱۳۸۹ |
 

گلایه

بر وزن ؛ فعلات / فاعلاتن

مگه آخه من چی گفتم

که بهونه کردی اون و

یه دفه رفتی،کشیدی

رو دلم نقش خزون و

***

مگه با تو من چه کردم

هی ازم گلایه داری

تو بدون هیچ دلیلی

دلم و تنها می ذاری

***

برای تو من چی بودم

تو برای من چی هستی

تو یه سنگ و من یه شیشه

زدی قلبم و شکستی

***

صِدام و می شنوی یا نه

شدم از تو خسته دیگه

منم اون که بی تو بازم

شب و روز ترانه میگه

***

برو آره من می تونم

بی تو هم دَووم بیارم

یکی پیدا میشه تا من

سَر رو شونه هاش بذارم

***

تو خیال کردی نباشی

دلم از دوریت می میره

خیالت راحت یکی هست

باز سُراغم و بگیره

***

نکنه فکر کنی از من

تو قمار عشق و بُردی

کاش نبینمت دوباره

واسه من تو دیگه مُردی

***

حیفِ اون روزای خوبی

که مثه یه قصّه سَر شد

حیفِ عمر این دلم که

پای عشق تو هدر شد


سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۸۹ |
 

دیوار

بر وزن ؛ مفتعلن / مفاعلن

ببین کی داره هی بهه م

نیش و کنایه می زنه

ابره که آسمونم و

باز داره سایه می زنه

***

ببین کی داره ای خدا

همش بهونه می کنه

انار قلب خونم و

می شکنه،دونه می کنه

***

این همونی نیس که یروز

نگاه مهربونی داشت

حتّی اگه سرش می رفت

پا روی قولش نمی ذاشت

***

این همونی نیس که بهه م

همیشه دلگرمی می داد

وقتی من و می دید می گفت

دوسِت دارم خیلی زیاد

***

نمی دونم حالا چرا

نامهربون و بد شده

دلش مثه یه تیکّه سنگ

شیکستن و بلد شده

***

کاش می دونسّم کی اون و

ازم شبونه دزدیده

چه فایده داره پُرسیدن

اون که جوابی نمی ده

***

یواشکی با تلفن

حرف می زنه با چه کِسی

خدای من دیگه خودت

مگه به دادم برسی

***

قدیما هر کَس که می دید

می گفت چه خوب و خاکیه

حیف که نمی دونم حالا

دیوار بین ما کیه ؟!


سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۸۹ |
 
حمیدرضاحامدی

 

موضوعات

رباعی های شاهِدانه

شعرهای اجتماعی

شعرهای دفاع مقدس

شعرهای آزاد

ترانه ها

غزلهای عاشقانه

رباعی های عاشقانه

سایر موارد

 

برچسب‌ها

مطایبه

هزل

شعر هجو

شعر هزل

عید نوروز 98

سفره 7سین 98

ترانه

شعر طنز

سفره هفت سین

طنز اجتماعی

 

پيوندهاي روزانه

باران های آرام

turkish musics

Turkish Music

مرتضی امیری اسفندقه

 

مطالب اخير

رباعی

ای دل غافل

طعم خوشبختی

یه بغل بارون

حسّ خوب

فغان نامه

غزلِ کوچ

نوروز باستانی فرخنده باد

تک درخت

رباعی

 

آرشيو مطالب

اردیبهشت ۱۳۹۹

بهمن ۱۳۹۸

دی ۱۳۹۸

آبان ۱۳۹۸

فروردین ۱۳۹۸

بهمن ۱۳۹۶

دی ۱۳۹۵

آذر ۱۳۹۵

شهریور ۱۳۹۵

مرداد ۱۳۹۵

خرداد ۱۳۹۵

اردیبهشت ۱۳۹۵

فروردین ۱۳۹۵

آذر ۱۳۹۴

آبان ۱۳۹۴

مهر ۱۳۹۴

اردیبهشت ۱۳۹۴

بهمن ۱۳۹۳

مهر ۱۳۹۳

مرداد ۱۳۹۳

اردیبهشت ۱۳۹۳

اسفند ۱۳۹۲

دی ۱۳۹۲

آذر ۱۳۹۲

مهر ۱۳۹۲

شهریور ۱۳۹۲

تیر ۱۳۹۲

اردیبهشت ۱۳۹۲

اسفند ۱۳۹۱

بهمن ۱۳۹۱

دی ۱۳۹۱

اسفند ۱۳۹۰

بهمن ۱۳۹۰

دی ۱۳۹۰

آذر ۱۳۹۰

مهر ۱۳۹۰

آرشيو

 
 

پيوند ها

ایستگاه غزل

خم گیسو

نگفا

نسیم محمدجانی

اقیانوس سپید

محسن قاسمی

مهدی قاسمی

اعظم سعادتمند

پاییز رحیمی

کبری موسوی

پرتو پاژنگ

حانیه صادقی

محمدجواد الهی پور

مجتبی سپید

مریم پروند

راهله معماریان

فاطمه خجسته

مجید تال

طاهره ازندریانی

مهری مهرمنش

ابراهیم زمانی

شعرهای بی لبخند

محمدعلی آل مجتبی

مهرانه جندقی

امیرحامد ولیان

فاطمه نوری

هادی وحیدی

خیال های شهری

بابک فرهادنیا

فاطمه پروانه اسدی

کوله پشتی

عبدالحمیدرحمانیان

آرش واقع طلب

یحیی علوی فرد

علی اصغر شیری

هاشم کرونی

غلامرضاکرمی

لیلا ساتر

سید علی رضوی

احمد علوی

آوای دل

از روی پلک شب

حسین فراهانی

دردودل دخترتنها

مهدی آخرتی

یکی مثل تو

امیرحسین مقدم

مریم صابری

محسن سعیدی

میثم داوودی

محمدمحمودآبادی

صادق ایزانلو

محمد ملیحیان خوش

زهرا رحمانی

سامره حمیدیان

یک جرعه آرامش

جاده ی بی انتها

زهرا بختیاری نژاد

انجمن شعر دلیجان

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

 

Design By Blog Skin

 

اسلایدر